تبليغاتX
تقویم پر از زمستون

تقویم پر از زمستون

 

خسته ام

خیلی خسته ام

واسم دعا کنید

بدجور محتاجم

 

+نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت9:51 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

 

 میگویند هرزمان که آب نوشیدی بگو یا حسین

 

این روزها که آب دیدی ولی ننوشیدی بگو یا اباالفضل

 

سلام به همه دوستای خوبم این روزا بدجوری محتاج دعاتون هستم

 

مارو وسطای دعاهای قشنگتون فراموش نکنیدا

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت5:56 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

   فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم

 

اولین افطار ما رو هم دعا کنید

 

     

 

ماه مبارک رمضان، بهترین ماه ها، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها، ماه شب

 های قدر، ماه دعا ونیایش ، ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت

 است.حلول ماه مبارک رمضان، به راستی که خبر از گشایش درهای

 بهشت به روی آدمیان دارد. ماه تزکیه، ماه خودسازی، ماه از خویش تا خدا

 رفتن، ماه پرواز با دوبال قنوت از زمین تا ملکوت و شکوفایی غنچه های

 معنویت در سکوت سبز روزه داران و در حيرت ارغوانی سالکان کوی

 دوست.

 

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف

ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود

خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را

بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

+نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت6:22 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

 

 

  خدایی آدم میمونه چی بگه چه نیمه شعبانیه امسال چه روزی 

                                "جمعه "

  کاش میشد این جمعه آخرین جمعه انتظار بود کاش میشد...!

  یه پستی داشتم اوایل یه شعری بود که خودم سرودم گفتم به

  مناسبت این جمعه قشنگ دوباره بزارمش ممنون میشم نظر بدین

                              اینم شعرم

 

                      " به خدا میترسم دیر شود"

روزگاری برسد که زمین از قدمم سیر شود

دست هر ثانیه را بفشارم

که مبادا برود از کفمو بی پروا

برسد آخر این جاده باریکو دلم پیر شود

عهد کردم که بیایی و پس از دیدن تو

چشمهای یخ زده بر عمق این جاده زمین گیر شود

با حضور گرمت ای خورشید عشق

کوه یخهای نگاهم قطره قطره از نوک قله سرازیر شود

تا به این جمعه دگر چند نفسی مانده هنوز

کاش میشد که بیایی

به خدا میترسم دیر شود

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت7:48 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

 

سلام                             سلام

 

فردا تولد یه دوست جونه

 

آقا علیرضا

 

منم میخوام اینجا یه تولد کوچولو واسش بگیرم

 

 

روزی که تو به دنیا اومدی  هوا بارونی بود

 

اما هیچ ابری تو آسمون نبود

 

میدونی چرا؟

 

 اون فرشته ها بودن گریه میکردند

 

آخه یکی از بینشون کم شده بود

 

تولدت مبارک دوست جون

 

اینم کیک تولدت

 

 

امیدوارم هرجا هستی تو کارو زندگیت موفق

 باشی

 

راستی تا یادم نرفته اینم کادوت

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 9 مرداد1388ساعت4:51 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

 

 شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

 

عطر نفس بقیة الله آمد

 

با جلوه سجاد و ابا الفضل و حسین

 

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت4:43 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

  مبعث والا پیام دار حضرت محمد (ص) مبارک

+نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت12:58 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

 

سلام ......سلام

چند وقت پیش یه مطلب طنزی خوندم تو مجله جالب بود گفتم

واستون بنویسمش

"خر کیف"

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی دو نفر از جلوی

در کلاس رد شن

بگن :"نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن"

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی همون روز استاد حظور

غیاب نکنه!

خر کیف یعنی اینکه یه لپ تاپ میگیری دستت اما دو قرون

سواد نداری

 یه هو بهت بگن آقای مهندس!

خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو

 سوار کنی

اونوقت وقتی میخواد پیاده شه بر حسب عادت

به محیط دانشگاه بگه : مرسی آقای دکتر!

خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنی

خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در

 کمال نا امیدی کانکت شی و ساعت ها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و

اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعن یاستاد یه سوال قلمبه بپرسه

 هیچکس جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون میرن بچه شون

 قشنگترین عروسکشو جا بذاره!

+نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت6:41 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

+نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت7:31 بعد از ظهرتوسط زهرا | |

دلیل بودن تو

هرکسی دوتاست

و خدا یکی بود

ویکی چگونه میتوانست باشد

هر کسی به اندازه ای که احساسش میکند ، هست

و خدا کسی که احساسش کند نداشت

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند

خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد

و زیبایی همواره تشنه دلی استکه به او عشق ورزد

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد

و غرور در جستجوی غروریست که آنرا بشکند

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا وپر اقتدار ومغرور

... اما کسی نداشت

و خدا آفریدگار بود

و چگونه میتوانست نیافریند

زمین را گسترد و آسمانها را برکشید

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود

و با نبودن چگونه توانستن بود؟

و خدا بود و با عدم بود

و عدم گوش نداشت

حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمیگوییم

... و حرفهایی است برای نگفتن

حرفهای خوب و بزرگ و ماورايی همین هایند

و سرمایه هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد

و خدا برای نگفتن حرفهای بسیار داشت

درونش از آنها سرشار بود

و عدم چگونه میتوانست مخاطب او باشد

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن نتوانستن بود

با نبودن نتوان بودن

و خدا تنها بود

هر کسی گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت

                 (دکتر علی شریعتی)

+نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت7:29 بعد از ظهرتوسط زهرا | |